تبليغاتX
بهترین ها
-- 320K :
- Taghdir -- Original Track - 320Kbps

-- 192K :
- Taghdir -- Original Track - 192Kbps

-- 128K :
- Taghdir -- Original Track - 128Kbps

+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 12:23 توسط ما سه تا

نام : شادمهر
نام خانوادگی : عقیلی
محل تولد : تهران
آثار :
بهار من
مسافر
دهاتی
نغمه های مشرقی
پرپرواز
آدم و حوا
خیالی نیست
آدم فروش
پاپ کرن

هفتم بهمن ماه 1357 در یک خانواده شش نفره در تهران متولد شد.سه برادر داشت که دو نفر از آنها رو در جنگ ایران و عراق از دست داد  .  

از بچگی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع کرد ولی بعد ویلون را بعنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد.آهنگسازی میکرد و نواختن ساز را از هر کاری بیشتر دوست داشت. ساز های تخصصی وی پیانو ،گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلون تبحر خاصی دارد  .

از 1376 وارد واحد موسیقی صدا و سیما شد و در آنجا مشغول به کار شد ولی کارهای او برای کسب مجوز مشکل داشتند.بعنوان اولین کار معبود را اجرا کرد. بعد از آن بهار من اولین کاست او بود.بهار من کاست بدون کلامی بود که نوازندگی پیانو ،گیتار و ویلون را در آن بعهده داشت .

بعد از بهار من مسافر به بازار آمد و تحولی در موسیقی پاپ کشور ایجاد شد که آثار آن برای همیشه به جا ماند.بعد از آن کاست دهاتی منتشر شد و باعث نمایان شدن فرق بین کارهای شادمهر و دیگران شد.در این راه همیشه مشکلات بسیار زیادی سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز برای کاری که نام شادمهر روی آن باشد مشکل شد .

با وارد شدن شادمهر به سینما محبوبیت او صد چندان شد   .او در دو فیلم سینمایی پر پرواز و شب برهنه بازی کرد و خود را در عرصه بازیگری هم مورد امتحان قرار داد . بازی در این فیلمها باعث افزایش حساسیت روی کارهای وی شد .

پس از آن ، دوسال گرفتن مجوز برای کاست بعدی یعنی آدم و حوا ادامه پیدا کرد و شادمهر که دیگر عرصه را برای کار تنگ می دید رهسپار ینگه دنیا شد تا کسی نتواند جلوی پیشرفت او را  سد کند . و  قصه پر پرواز را در زندگی خود تکرار کرد .

شاید پر پرواز زنگ خطری بود برای آنهایی که اجازه راحت کار کردن را از امثال شادمهر سلب میکردند  .
آدم و حوا و بعد از آن خیالی نیست بصورت غیر مجاز در ایران پخش شد و محبوبیت وی را بیش از پیش  زیاد کرد تا هوادارانش با دور شدن او از وطن ، او  را  به  خود  نزدیک  تر  حس  کنند  و  ا ز کارهای این نابغه موسیقی لذت ببرند .
در حال حاضر وی در تورنتو کانادا مشغول کار است و ار تباط خود را با وطن و هوادارانش همچنان حفظ می کند تا کاری باب میل جوانان این کشور ارائه دهد و به قول خودش روش دوری و دوستی را در پیش گرفته و جای خود را در قلبشان نگاه دارد .

+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 12:17 توسط ما سه تا

 

JPEG Image

برای دیدن ادامه عکس ها و بیوگرافی روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 21:51 توسط ما سه تا

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 21:47 توسط ما سه تا

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام
اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و
اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي
متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي

و آقا 92 ساله شد!
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 11:29 توسط ما سه تا

روز پدر رو به همه ی پدرای مهربون تبریک می گیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:0 توسط ما سه تا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 16:42 توسط ما سه تا

بیاین بریم جنگل            بریم شکار شیر

شکار چقدر خوبه          با نیزه و با تیر

وسایلو جمع کن          ماشین بگیر دربست

                                      وای که چه فیلمیه   این جواهری در قصر 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 19:32 توسط ما سه تا

 یه روز یه گاو خوشگل         پاش مونده بود توی گل

داد میکشید جیغ می زد          انگاری خورده فلفل

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 19:22 توسط ما سه تا

داستان در مورد یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد شب بلندی های کوه را تماما در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید همه چیز سیاه بود همان طور که از کوه بالا میرفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد ودر حالی که به سرعت سقوط می کرد . از کوه پرت شد . در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. اکنون فکر می کرد مرگ چه قدر به او نزدیک است نا گهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود وفقط طناب او را نگه داشته بود ودر این لحظه سکوت برایش چاره ای نماند جز آنکه فریاد بکشد خدایا کمکم کن نا گهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد: از من چه می خواهی؟ ای خدا نجاتم بده! واقعا باور داری که من می توانم تو را نجات دهم؟ البته که باور دارم اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد. گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند بدنش از یک طناب آویزان بودو با دست هایش محکم طناب را گرفته بود.... و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت....
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:59 توسط ما سه تا

 

  برای دیدن بقیه عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 11:5 توسط ما سه تا

  1. طرف میره خواستگاری٬بابای دختره میگه:دختر ما میخواد درس بخونه.یارو میگه:خب من میرم یه ساعت دیگه میام.
  2. جسد ۲۰نفر ازهموطنان ترک زبان عزیز که پیاده از جزیره کیش به سمت حرم ثامن الائمه حرکت کرده بودند از ابهای خلیج همیشگی فارس بیرون کشیده شد.
  3. یه نفر خودشو دار می زنه،جنازشو می برن پزشکی قانونی علت مرگ رو ضربه مغزی تشخیص میدن.تحقیق می کنن می بینن بدبخت خودشو با کش دار زده!
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 19:40 توسط ما سه تا

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 12:8 توسط ما سه تا

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:43 توسط ما سه تا

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:45 توسط ما سه تا

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:37 توسط ما سه تا

با سلام .

ما سه تا براتون بهترین و قشنگ ترین لحظه ها رو آرزو می کنیم.

نگا کنین حالشو ببرین.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:30 توسط ما سه تا

 
|